فرانچسكو بنتسي استاد دانشگاه فرارا در حدود 1450، و سوچينو بنتسي سرپزشك پيوس دوم (پاپ 1458ـ1464).
آنتونيو چرميزونه در پادوا به دنيا آمد. از سال 1413 تا هنگام وفاتش در سال 1441 در آنجا تدريس كرد. مجموعهاي از دستورنامههاي پزشكي حاوي مشاهدات شخصي نوشت. اين دومين مجموعه در نوع خود بود كه چاپ شد و اولي به بارتولوميو مونتانيانا1 تعلق داشت، كه چهار ماه پيش از آن انتشار يافت (پادوا، ماه مه 1476).
جوواني دانُتُو، اهل سيسيل، در سپتامپر 1398 در بولونيا يك راهنماي پزشكي دربارهٴ طاعون نوشت. ممكن است او با جوواني اوريسپاي انسانگرا يكي باشد، كه بعداً دربارهاش سخن خواهيم گفت. وي مقالهٴ ديگري بهنام
دربارهٴ نقرس نوشته كه دردست نيست.
شش پزشكي كه هماكنون از آنان سخن گفتيم يعني نيكولو فالكوتچي، ياكوپودلاّ توره، پيترو دارجلاتا، اوگو بنتسي، آنتونيو چرميزونه و جوواني دانُتُو تحصيلات خود را در سدهٴ چهاردهم به پايان رسانده و بهكار پرداخته بودند، ولو اينكه كار اصليشان پس از سال 1400 انجام گرفته باشد.2 دو نفري كه در ذيل نام برده ميشوند واقعاً كودك قرن بودند و در تعلقشان به سدهٴ چهاردهم جاي بحث است؛ ولي چندان عيبي ندارد كه چند كلمهاي دربارهشان گفته شود.
سيگيسموندو پولكاسترو در حدود 1379 در ونيز زاده شد و مدت نيم قرن در دانشگاه پادوا به تدريس فلسفه يا طب پرداخت؛ وي در سال 1473 در نود و چهار سالگي درگذشت.
رسالههايي درباب مسائل مختلف به سبك مدرسي تأليف كرد، كه برخي از آنها در زمينهٴ پزشكي است.
جوواني ميكله ساوونارولا در حدود 1384 در يك خانوادهٴ قديم پادوايي بهدنيا آمد، پزشكي آموخت و ياكوپو دا فورلي از جملهٴ استادانش بود؛ سپس در پادوا و فرارا به تدريس پرداخت؛ او در حدود 1467 از دنيا رفت (و نه احتمالاً در سال 1461). از بزرگترين پزشكان نيمهٴ اول سدهٴ پانزدهم بود و ميتوان گفت آثارش آغاز واكنش جدي در برابر نفوذ علم كلام در پزشكي است. مثلاً در يكي از مهمترين اين آثار كه يك رسالهٴ پزشكي عمومي است، به توصيف حالات بيمار بيشتر توجه شدهاست. اين نشانهٴ احياي روح مشاهدات باليني و گرايش به تجربه در برابر طب تعقلي بود. او نخستين كسي بود كه براي معالجهٴ واريس، پيچيدن پا را در نواري محكم توصيه كرد.
نميشد در برابر وسوسهٴ عرضهٴ گزارش كوتاهي دربارهٴ اين ساوونارولا مقاومت كرد، چون